دوباره ماه مهمونی خدا رسید، راهمون دادن تو مهمونی، خدا رو شکر
چه سفره های افطاری خوبی داره اوز، نون محلی و پنیر و سبزی خوردن، باقالی پخته (پته) و کته، آش و فرینی...
خدا رحمت کنه همه ی رفتگان را که دستشون کوتاه هست از این ماه پر برکت، یادمه نوبت خرج افطاری پدر بزرگ ما سید عیسی عقیلی بود، صبح قبل نماز بیدار شدیم که مادر بزرگم نون بپزه، هوا خیلی سرد بود و برف تو کوچه ها پر شده بود، مادر بزرگم گفت برید از خانه سید هاشم و عمه معصومه آب لور بیارید واسه اینکه بریزیم تو خمیر، نون خوشمزه بشه، کوچه عمو هاشم اینا پر برف بود... نمی دونم چرا قبلش نگرفته بودن ازشون، موقع اذان بود که رفتیم در خونشون و ازشون آب لور گرفتیم...
چه افطاری خوبی بود...

غرض اینکه خیلی ها بینمون بودند و حالا نیستند، همینطور انقدر این ماه رمضان ها بیاد و ماها نباشیم، پس این ایام و بیشتر مغتنم بشماریم و ازش استفاده کنیم، همه واسه هم دعا کنیم، واسه ظهور امام زمانمون دعا کنیم، واسه سلامتی نازنین رهبرمون دعا کنیم، واسه شادی روح پیر و مرشد و مرادمون حضرت امام خمینی ره دعا کنیم که چند روز پیش سالگرد ارتحالش بود، که هرچه داریم از حضرت امام داریم
شادی روح همه ی رفتگان از شیعه و اهالی اوز ، همه ی حق دارها، بی وارث و بد وارث، بخوانیم رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات
سلام